تبلیغات
digital

digital

دوشنبه 22 آبان 1396


خانواده همسر، خانواده اصلی شماست؟!



سعی کنیم رابطه خوبی با خانواده همسرمان داشته باشیم‎

 

شناخت خانواده همسر فقط دانستن نام و نام خانوادگی و تعداد اعضای خانواده و میزان درآمد و تحصیلاتشان نیست. این شناخت ها می تواند به شما کمک کند تا بدانید چگونه با آن ها ارتباط داشته باشید تا با حداقل اختلاف رو به رو شوید.

همه ما با ورود به زندگی شخص دیگری به نام همسر، خواهی نخواهی با جنبه های دیگری از وجود طرف مقابل خود و شکل جدیدی از زندگی آشنا می شویم. درواقع وقتی کسی را به این عنوان می پذیریم، نوع ارتباطمان با آن فرد دیگر مانند قبل نیست؛ هنگامی که عروس یا داماد خانواده ای می شویم، نوع ارتباطمان هم عوض می شود جنبه رسمی به خود می گیرد؛ زیرا علاوه بر طرف مقابل باید به خانواده او هم توجه داشته باشیم.


پس بهترین کار این است که با توجه به شناختی که از یکدیگر پیدا می کنیم، رفتار مناسبی با بافت خانوادگی آن ها هم انتخاب کنیم ؛ اما به هر دلیلی نتوانیم ارتباط خوبی با خانواده همسرمان برقرار کنیم، باید منتظر باشیم که سایه این ارتباط غلط وارد زندگی زناشویی ما شود و بدین ترتیب فضای آن را تیره و تار و ناامن بکند، اما بیشتر این قبیل مشکلات ناشی از برداشت های اشتباهی است که ما معمولا از این گونه روابط داریم.


شما از پسرتان دور نشده اید!
یکی از برداشت های اشتباهی که بسیاری از خانواده ها مرتکب می شوند این است که فکر می کنند با ورود عروس به خانواده شان پسرشان دیگر مانند قبل با آن ها مهربان نیست و توجهش به آن ها کمتر شده است. راهکار اصلی برای مواجه با این نگرش ها این است که توجه داشته باشیم همان گونه که خود ما روزی از پدر و مادرمان جدا شدیم و تشکیل خانواده دادیم، فرزندانمان نیز چنین حقی دارند و بالاخره باید روزی از ما جدا شوند؛ پس چه بهتر که بتوانند در کنار کسی زندگی کنند که علاقه بینشان وجود دارد.


در خانواده همسر غریبه نمانید
متاسفانه بعضی افراد با این دید وارد خانواده همسر خود می شوند که در کنار آن ها همیشه یک غریبه محسوب می شوند و نمی توانند نظرشان را جلب کنند؛ البته اینکه ما ابتدا به عنوان غریبه وارد خانواده همسرمان می شویم، امری طبیعی است، ولی ادامه ارتباط به خودمان مربوط می شود که بخواهیم همیشه غریبه باقی بمانیم یا خیر! اگر سعی کنیم رابطه خوبی با خانواده همسرمان داشته باشیم، قطعا زندگی زناشویی مان نیز آرامش بیشتری خواهدداشت.


نگرش را 360 درجه بچرخانید
با توجه به اینکه همه ما تجارب و پیشینه ذهنی از نوع ارتباط بین زوج ها و خانواده هایشان داریم، باید بتوانیم بدون هیچ پیش داوری، ارتباطمان را آغاز کنیم. فراموش نکنیم. در پیش گرفتن چنین روشی، قبل از هر چیز به نفع خودمان خواهدبود. اگر می خواهیم همسرمان به خانواده ما احترام بگذارد، قطعا باید خودمان هم رفتار محترمانه ای با خانواده او داشته باشیم.


*چه کار کنیم؟
ما قبل از ورود به ارتباط زناشویی باید یک سری اصول را رعایت کنیم؛ از جمله حفظ احترام متقابل، رعایت حدود شخصی؛ عدم افراط و تفریط یعنی بیش از حد صمیمی یا غیرصمیمی رفتار کردن، رعایت ادب و نگه داشتن حرمت بزرگ ترها و...؛ ولی رعایت این موارد در ارتباط های مهمی مثل ارتباط با خانواده همسر بسیار مهم است؛ زیرا معمولا هر رابطه ای با رعایت نکردن این موارد دچار مشکل می شود و موفقیت آمیز نخواهد بود. ما سعی کردیم در ادامه مواردی را به شما بگوییم تا این ارتباط را لذت بخش تر کند.

 

ارتباط با خانواده همسر

شخصیت تمام اعضای خانواده همسرتان را بشناسید‎

 

* قوانین خانواده همسرتان را بشناسید
شما باید بدانید که نوع رابطه ای که برخانواده همسرتان حاکم است کدام است. نوع رابطه را می توانید از مرزهایی که بین اعضای خانواده همسرتان وجود دارد، متوجه شوید.


غیر از این باید بدانید چه کسی حرف آخر را در آن خانواده می زند. سعی کنید قوانین آن خانواده را بدانید. شخصیت تمام اعضای خانواده همسرتان را بشناسید. این شناخت ها می تواند به شما کمک کند تا بدانید چگونه با آن ها ارتباط داشته باشید تا با حداقل اختلاف رو به رو شوید.


* احترام فراموش نشود
بیشترین چیزی که خانواده همسرتان از شما می خواهند، احترام است. البته احترام گذاشتن اصلا به معنای منفعل بودن و غلام حلقه به گوش بودن نیست، اما کافی است که شما گاهی خودتان را جای پدر یا مادر همسرتان بگذارید، کسانی که در درجه اول از یک یا دو نسل قبل از شما هستند. بنابراین دیدشان به دنیا جور دیگری است. علاوه بر آن یکی از اعضای خانواده شان حالا با شما زندگی می کند و بنابراین خودشان را هنوز مسئول می دانند و تلاش می کنند راهکارهایی را پیشنهاد دهند که زندگی شما را بهترکند.


* جنبه های منفی شان را فقط نبینید
همه آدم ها هم جنبه ای مثبت دارند و هم جنبه های منفی. این ما هستیم که انتخاب می کنیم به جنبه ها و ویژگی های منفی آن ها فکر کنیم یا مثبت. سعی کنید زمانی را برای یک ارتباط دوستانه و شاد با والدین همسرتان در نظر بگیرید. در مورد جنبه های مثبت والدین همسرتان فکر کنید و گاهی آن ها را به همسرتان بگویید.


* اطلاعات خصوصی تان را حفظ کنید
در شیوه صحبت کردن و رفتار شما در عین احترام باید این نکته وجود داشته باشد که حتما اطلاعات زندگی خصوصی تان را حفظ کنید و تا آنجا که امکان دارد، اجازه سرک کشیدن دیگران در مسایلی که فقط مختص شما و همسرتان است را ندهید. این نکته را باید حتی در مورد خانواده خودتان در نظر بگیرید.


*از مشکلات نترسید!
بسیاری از زوج ها با بروز ساده ترین مشکلات با خانواده همسرشان فکر می کنند دیگر دوست داشتنی نیستند و به همین دلیل ناامید می شوند. توجه داشته باشید این خیلی طبیعی است که با توجه به اختلاف سلیقه، آداب و رسوم و نوع نگاه و برداشت خانواده ها نسبت به مسائل مختلف، گاهی اختلافاتی هم بینشان به وجود بیاید؛ همان گونه که گاهی در همین خصوص، مشکلاتی با خانواده خودمان هم داریم؛ بنابراین بهترین راهکار این است که این گونه مشکلات را بیش از حد جدی نگیریم.


 

  • نظرات() 
  • دوشنبه 22 آبان 1396


    آیا تفاهم اخلاقی موفقیت ازدواج را تضمین می‌کند؟

    تفاهم اخلاقی



    ازدواجی که با عشق و تفاهم متقابل شروع می‌شود، تقریباً قابل‌پیش‌بینی است‎

     

    آیا تفاهم اخلاقی که در ابتدای رابطه متوجه آن می‌شوید یک ازدواج بادوام و موفق را تضمین می‌کند؟ با آمار پنجاه-پنجاه ازدواج‌ها که نیمی از آنها موفق شده و نیمی دیگر به طلاق منجر می‌شود، قابل درک است که خیلی افراد دوست داشته باشند بدانند که ارتباط آنها به کدامیک از این دو راه منجر خواهد شد. اگر ازدواج دومتان باشد، احتمال موفق شدن حتی پایین‌تر هم می‌آید.

    البته یک خبر خوب برای زوج‌ها داریم، حتی برای زوج‌هایی که برای بار دوم است که ازدواج کرده‌اند. خبر این است که نتیجه ازدواجی که با عشق و تفاهم متقابل شروع می‌شود، تقریباً قابل‌پیش‌بینی است. و مهمتر اینکه، موفقیت ازدواج به عواملی بستگی دارد که کنترل آن در دست خودتان است.

    بیشتر زوج‌ها ازدواجشان را با احساسی بسیار خوب شروع می‌کنند. در یک تحقیق جدید که توسط جاستین لاونر و توماس برادبری انجام گرفت، بر روی عوامل خطرزایی کار شد که بتواند در ابتدای ازدواج‌ها موفقیت رابطه را تعیین کند. اینکه چه روابطی به ازدواج‌هایی موفق و بادوام منجر می‌شوند و کدام به مرور زمان به دلیل عصبانیت، خیانت یا عوامل تخریب‌کننده دیگر، نابود می‌شوند.

    لاونرو برادبری ۱۳۶ زوج را به مدت ۱۰ سال پیگیری کردند. در چهار سال ابتدای ازدواج، همه زوج‌ها سطح بالایی از رضایت از ازدواجشان را گزارش دادند.

    بعد از گذشت ۱۰ سال، بعضی از زوج‌ها طلاق گرفتند. لاونر و برادبری به اطلاعاتی که از زوج‌ها در ابتدای ازدواجشان جمع‌آوری کرده بودند رجوع کردند تا ببینند آیا زوج‌هایی که طلاق گرفته‌اند از همان روزهای اول با هم تفاوت داشته‌اند یا خیر.

    آنها متوجه شدند که برای هر دو دسته زوج‌های موفق و طلاق‌گرفته، هر دو طرف میزان یکسانی از رضایت را از رابطه‌شان گزارش کرده بودند، حتی در چهار سال ابتدای ازدواج.

    آنچه تفاوت داشت این بود که زوج‌هایی که بعداً طلاق گرفتند، حتی در سال اول ازدواجشان، تمایل بیشتری به ابراز احساسات منفی مثل عصبانیت داشته‌اند و از روش‌های ارتباطی انتقاد و متهم کردن همدیگر استفاده می‌کرده‌اند. این یعنی مهارت‌های همکاری آنها برای حفظ رابطه بی‌ثبات بوده است. آنها خیلی زود وارد مشاجره و دعوا با هم شده و در زمان بروز اختلافاتشان، خیلی زود از هم ناامید می‌شده‌اند.

    وقتی زن دوست دارد یک کار انجام دهد و مرد دوست دارد کار دیگری، همیشه بین زوج‌ها اختلاف خواهد افتاد. همه زو‌ج‌ها زمان‌هایی دچار اختلاف عقیده و نظر، ناامیدی و ناراحتی می‌شوند. تفاوت در حرف‌هایی است که زوج‌ها در چنین زمان‌هایی می‌زنند و کارهایی که می‌کنند. آیا از مهارت‌های ارتباطی خود برای حفظ همکاری استفاده می‌کنند تا بتوانند درمورد آن مشکل با هم حرف بزنند و به یک راه‌حل منطقی و دوطرفه برسند؟ یا اینکه عصبانی می‌شوند و با خشونت و تهدید با هم صحبت می‌کنند؟ یا شاید هم به کل از حرف زدن با هم فرار می‌کنند و در آخر روز به روز از هم دورتر می‌شوند و خیانت بین آنها پیش می‌آید؟

    خوشبختانه همکاری مهارتی اکتسابی و قابل‌یادگیری است. زوج‌هایی که این مهارت‌ها را برای حفظ روابط متقابل و تعاملی یاد می‌گیرند، احتمال پابرجا ماندن ازدواجشان بسیار بیشتر است، درست مثل راننده‌هایی که قوانین و مهارت‌های رانندگی ایمن را یاد می‌گیرند و دچار تصادفات رانندگی کمتری می‌شوند.

  • نظرات() 
  • دوشنبه 22 آبان 1396


    چیزهایی که نباید به همسرتان بگویید


    سه عبارت هست که اگر با همسرتان در میان بگذارید به احتمال زیاد، او را دشمن خود خواهید کرد

     

    سه عبارت هست که اگر با همسرتان در میان بگذارید؛ چه نیتتان خیر باشد و چه نباشد، به احتمال زیاد، او را دشمن خود خواهید کرد. واکنش احتمالی به چنین جمله‌های نسنجیدۀ نامناسبی در دامنه‌ای از رفتارهای همراه با سکوت تا انفجار سرخوردگی‌ها و ناکامی‌ها در برابر ناتوانی شما در همدردی و درک طرف مقابلتان قرار خواهد گرفت.

    1 -«نباید این‌طور احساس کنی»
    همۀ «بایدها» توأم با قضاوت است. اغلب در استفاده از چنین عباراتی همسر خود را در حالت تدافعی قرار می‌دهید و غیرمستقیم به خاطر شیوه‌ای که واکنش نشان داده است به او حمله می‌کنید و به‌صراحت می‌گویید که احساسات او اشتباه است یا دست‌کم توجیهی ندارد. بر اساس تاریخچۀ زندگی مشترک شما و اینکه همسر شما چگونه صحبت‌هایتان را تفسیر می‌کند، ممکن است پریشانی خود را کاملاً واقعی، منطقی و معقول بداند؛ بنابراین گفتن اینکه از حرف من چنین برداشتی نکن، می‌تواند شبیه به تکان دادن پارچۀ قرمز در برابر گاو خشمگین در میدان بازی باشد و باعث آزار و اذیت او شود و به او این احساس را بدهد که مورد تمسخر قرار گرفته است.

    البته ممکن است قصد شما این نبوده باشـــد. بااین‌حال نکتۀ مهم در اینجا این است که پاسخ عاطفی همسرتان صحت دارد. این حالت احساسی شایسته و نیازمند همدلی است، پیش از اینکه بخواهد مورد سؤال قرار بگیرد؛ بنابراین اگر از واکنش همسرتان به خاطر اینکه (دست‌کم آگاهانه) با آنچه منظور شما بوده است همخوانی ندارد به خود آمدید، آنچه لازم است انجام دهید این است که از او بپرسید حرفی را که گفته‌اید چگونه شنیده است. سعی کنید بدون حالتی قضاوت گونه و با دلسوزی و مهربانی رفتار کنید تا بتوانید بهتر بفهمید و درک کنید که چه چیزی باعث ناراحتی همسرتان شده است.

    در چنین شرایط حساسی، هر انتقادی، از هر سو که باشد، می‌تواند برای رابطه خطرناک باشد؛ بنابراین با دقت تلاش کنید که از پیش‌آمدن چنین گفت‌وگوی ارزیابانه‌‌ای بپرهیزید. بیان احساسات همسرتان، چه خشم باشد یا ناراحتی یا اضطراب یا شرمندگی و یا ترس، ممکن است موجب احساس ناخوشایندی شود. شاید هم باعث شود تصور کنید که موجودی ناتوان، کودن، یا طرد شده هستید. در نتیجه با حالتی تدافعی ممکن است احساس کنید باید با او دربارۀ احساساتش صحبت کنید و توضیح بخواهید؛ که معمولاً کار خوبی نیست، دست‌کم بلافاصله این حرف را پیش نکشید.

     

    واقعیت ذهنی همسر

    سعی کنید واقعیت ذهنی همسرتان را بفهمید

     

    2 -«خیلی حساس هستی»
    این پاسخ دور از احساس و عاطفه نیز درخواستی را می‌رساند: «این‌قدر حساس نباش.» اگر دقیق‌تر نگاه کنیم، این عبارت نیز یک «باید» انتقادی دیگر را در خود جای داده است؛ اما به‌عنوان یک واقعیت، همۀ ما همان‌قدر حساس هستیم که هستیم. با توجه به برنامۀ بیولوژیک ویژۀ ما و تجربه‌های گذشته‌مان، حساسیت امروزمان باید همینی باشد که هست. بنابراین واقعاً اگر همسرتان را به خاطر اینکه شدیداً به حرف شما واکنش نشان داده سرزنش کنید، کار به‌جایی نکرده‌اید. وقتی کسی به‌شدت به خاطر ناراحتی‌اش مورد قضاوت قرار می‌گیرد، ممکن است آن را حمله‌ای به هویتش احساس کند. افزون بر این، اگر همسرتان را «بسیار حساس» خطاب کنید، به این معناست که به او بگویید احساساتش اشتباه است. و با توجه به زمینۀ ماجرا و تن صدایی که به کار می‌برید، ممکن است همسرتان از شنیدن آن کلمات، احساس ضعف یا نقصان کند.

    این را هم در نظر داشته باشید که دلیل واکنش منفی نسبت به احساسات همسرتان، اگرچه ناآگاهانه، این است که اظهارات او دربارۀ حساس بودن باعث شده است احساس گناه بکنید. اگر واکنش او را به‌عنوان امری انتقادآمیز و (اگرچه به‌گونه‌ای غیرمستقیم) اظهار نگرانی او را به‌عنوان حمله تجربه کرده باشید، ممکن است احساس کنید که مشغول توجیه خود هستید.

    آنچه در چنین شرایطی ضرورت دارد این است که تجربۀ عاطفی همسرتان را از نقطه‌‌نظر و نگاه او بفهمید (نه خودتان). من اغلب به افرادی که با آنها کار می‌کنم می‌گویم که در رویارویی با چنین شرایط دشوار و طاقت‌فرسایی، اولین کاری که باید انجام بدهید این است که با مهربانی و دلسوزی سعی کنید واقعیت ذهنی همسرتان را بفهمید و اگر خود به‌تنهایی نتوانستید، از همسرتان بپرسید که چه چیزی او را تا این حد ناراحت کرده است، این پرسش باید با تن صدایی پرسیده شود که به‌روشنی منتقل‌کنندۀ توجه و نگرانی شما به همسرتان باشد، نه اینکه حالت انتقادی داشته باشد.

    3 -«گریه نکن»
    بسیاری از ما وقتی همسر خود را در حال گریه کردن می‌بینیم، واکنش نامطلوبی نشان می‌دهیم. درست در زمانی که او آن‌قدر غرق اندوه است که اشکش سرازیر شده، ما ممکن است ابراز ناراحتی، شرمندگی، دلخوری، یا حتی خشم کنیم.

    در نظر بگیرید که در فرهنگ رایج، اولاً مردها یاد می‌گیرند لطیف بودن و ابراز احساسات، آسیب‌پذیر بودن و احساساتی که بیشتر زنانه تلقی می‌شوند باید سرکوب شوند و دوم اینکه از نظر ژنتیکی، از آنجا که مردان سطح تستسترون بالاتری نسبت به زنان دارند، احساساتشان را به شدتِ زنان احساس نمی‌کنند؛ بنابراین نه‌تنها احتمال دارد مرد احساس کند که نتوانسته همسرش را درک کند و با کلمات و نیازهایش به او این‌طور منتقل کرده است که کاری جز گریه کردن ندارد، بلکه معمولاً احساس می‌کند که کار وحشتناکی هم انجام داده که همسرش به این حال افتاده است.

    درست مانند دیگر پاسخ‌های نامناسب (چه‌بسا ناخواسته یا ناآگاهانه)، با گفتن «گریه نکن» به همسرتان، برای متوقف کردن گریۀ او، اساساً چه با تُن صدای انتقادآمیز و یا با تُن صدای مهربانانه، دارید این پیام را به او منتقل می‌کنید که او (چه زن یا حتی شوهر) نباید چنین احساسی را با چنین شدتی داشته باشد. با چنین اقدامی شما هم شخصیت همسرتان و هم احساس او را بی‌اعتبار می‌کنید و نادیده می‌گیرید؛ حتی اگر این برخورد ناآگاهانه باشد. روشن است که تجربۀ چنین مخالفتی، برای رسیدن به توافق و هماهنگی، هیچ کمکی به شما دو نفر نخواهد کرد.


    اگر در ابتدا همسرتان به دلیل تحقیر شدن، بدفهمی، یا عدم دریافت توجه کافی گریه می‌کرد، بعد از واکنش شما به احساسات او، یعنی تأیید نکردن و نادیده گرفتن آنها، اصطکاک و اختلاف بین شما بیش‌ از پیش خواهد شد.

  • نظرات() 
  • دوشنبه 22 آبان 1396


    با شماره ناشناس به همسرم پیامک عاشقانه زدم، اما ...

    اعتماد یکی از پایه های اصلی هر زندگی زناشویی است

     

    اعتماد یکی از پایه های اصلی هر زندگی زناشویی است. شما هم اگر به همسرتان شک کرده اید و می خواهید با یک شماره ناشناس همسرتان را امتحان کنید بهتر است با ماهمراه شوید و بیشتر در این مورد بدانید.

    «یک روز از سر بیکاری و برای پاسخ به نیاز کنجکاوی(!)، گوشی‌ام را برداشتم و خطی را که تازه خریده بودم جایگزین خط قبلی ام کردم. سپس به همسرم، پیامک عاشقانه ای دادم تا واکنش او را ببینم و خیالم را از مورد اعتماد بودن او راحت کنم؛ اما ... ». شاید این فکر به ذهن شما هم خطور کرده باشد یا شنیده باشید که خانم یا آقایی چنین کاری را با همسرش کرده است. پس بد نیست درباره اهمیت وجود اعتماد بین زوجین بیشتر بدانید.


    اهمیت فوق العاده اعتماد داشتن زوجین
    اعتماد، پایه ای ترین و مهم ترین عنصر تداوم ازدواج در گرداب حوادث روزانه است. اگر زوجی اعتماد به یکدیگر را از دست بدهند، دیگر نمی توان برای بازسازی رابطه آن ها کار زیادی انجام داد زیرا اساس حل اختلافات، گفت و گوست و اگر همسران گفته های یکدیگر را باور نکنند، نمی توان به حل مشکلات هم امیدوار بود.
     
    اصلی ترین عوامل بی اعتماد شدن زوجین


    عوامل شخصیتی و گذشته نامناسب
    معمولا افرادی که خود درگیر دروغگویی، پنهان کاری یا خیانت به همسر هستند، نمی توانند به همسر خود هم اعتماد کنند. یک حالت دیگر این موضوع، رفتارهای قبلی فرد است. اگر فردی در هر تماسی که با جنس مخالف داشته به قصد و نیت سوء استفاده بوده است، نمی تواند به همسر خود یا دیگران اعتماد کند. در واقع این تاوانی است که هر فردی برای شکستن اصول اخلاقی در طول زندگی می پردازد. نمی توان از مردی که پیش از ازدواج با زنان متاهل رابطه برقرار می کرده است، انتظار داشت به همسر خود اعتماد کند که وفادار است
     
    نداشتن عزت نفس
    عزت نفس به معنای قضاوت کلی شخص از خود است. من چقدر خود را انسانی ارزشمند، توانمند و خوب می بینم. اگر عزت نفس پایین باشد، همواره ترس این که مبادا شخص سومی که قطعا بهتر و جذاب تر از من است، توجه همسرم را به خود جلب کند، وجود دارد. این نبود اطمینان درونی و شخصی است که به رابطه زوجین تعمیم داده می شود. در این صورت هر فرد دیگری را تهدیدی بالقوه برای ثبات ازدواج خود فرض می کنیم و تمام تلاش خود را برای ممانعت از برخورد همسرمان با افراد غریبه صرف خواهیم کرد.
     
    توجه نداشتن به حریم خصوصی
    بعضی افراد می پندارند که بعد از ازدواج، حریم خصوصی زن و شوهر صفر می شود و آن ها نباید هیچ ناگفته ای بین خود داشته باشند. طبیعی است که هیچ کسی به اندازه همسر به انسان نزدیک نیست. این بدان معناست که شعاع حریم خصوصی بین زن و شوهر در کمترین حد خواهد بود؛ اما هیچ گاه به صفر نخواهد رسید. هر فردی باید بپذیرد که طرف مقابل هم انسان است و هر انسانی به فضا و حریم خصوصی نیاز دارد.  انتظار این که همسرتان همه چیز را به شما بگوید و هیچ رازی نداشته باشد، بی مورد است. باید قبول کرد فرد مقابل می تواند موضوعاتی یا وسایلی شخصی، مانند کیف، گوشی تلفن همراه و... داشته باشد؛ اما باید توجه کرد مرز این حریم خصوصی مواردی است که بر رابطه زناشویی مؤثر هستند. نباید موضوعی را که برای طرف مقابل مهم است یا به رابطه زناشویی مربوط می شود از همسر پنهان کرد؛ اما نگفتن موضوعاتی مانند مشکلات کاری، صحبت های دوستانه و ... که به رابطه زناشویی ربطی ندارند مشمول پنهانکاری نخواهند بود.
     
    تعریف خیانت فرازناشویی در شبکه های مجازی
    در ادامه باید به چند نکته اساسی که فناوری امروزی باعث آن شده است، اشاره کرد. رفتارهای فرازناشویی به تمامی رفتارهایی گفته می شود که به نوعی مخل رابطه زناشویی فرد باشد و شخص سومی از جنس مخالف هم درگیر آن باشد. بعضی از افراد خیانت را تنها برقراری رابطه جنسی با فرد سوم می دانند اما اگر صحبت کردن مجازی با فرد سوم هم جایگزین رابطه کلامی بین زوجین شود، آن هم مشمول خیانت یا رفتارهای فرازناشویی خواهد شد. در نتیجه باید در استفاده از شبکه های مجازی احتیاط شود.
     
    مشکلات امتحان کردن همسر با شماره ناشناس
    این روزها دیده می شود که برخی افراد با شماره های ناشناس به همسر خود پیام می دهند و به اصطلاح قصد امتحان او را دارند. این کار به شدت مخل رابطه زناشویی است؛ زیرا در هر صورت ضربه ای جبران ناپذیر به رابطه وارد خواهد آورد چون یا طرف مقابل به هر دلیلی چه جدی چه شوخی با روی گشاده با ناشناس برخورد می کند که باعث شک همسر امتحان کننده می شود یا روی خوش نشان نمی دهد که چون بعدش متوجه می شود از سوی همسرش امتحان شده است، هیچ گاه نمی تواند مثل قبل به آن رابطه پایبند باشد و قطعا تجربه ناخوشایندی است؛ زیرا اگر احساس کنید همسرتان به شما اطمینان ندارد، ضربه جبران ناپذیری به شما وارد خواهد شد.
     
    با اعتماد شوخی نکنید
    به طور کلی اعتماد یک امر کلی است. یا شما به همسرتان اعتماد دارید یا ندارید. رفتارهای خاص یا موقعیتی هیچ تاثیر بلند مدتی روی اعتماد بین زوجین نخواهد داشت. در نتیجه بهتر است قبل از ازدواج تصمیم نهایی خود را اتخاذ کنید: آیا می توانید به این فرد اعتماد کنید یا خیر؟ اگر پاسخ شما خیر است، پس اصلا وارد این ازدواج و رابطه نشوید. اما اگر پاسخ مثبت دادید و وصلت انجام گرفت، تا زمانی که به وضوح خلاف آن برای شما ثابت نشده است، از آزمایش یا تهمت زدن به همسر خود به شدت پرهیز کنید. هر تهمت یا نسبت ناروا ممکن است از نظر شما تنها یک حرف باشد که در زمان عصبانیت زده شده است، اما قطعا در نظر همسر شما نشان از بی اعتمادی عمیق شما به اوست. بی اعتمادی که قطعا خود را مستحق آن نمی داند و باعث از چشم افتادن شما و سردی او نسبت به رابطه تان خواهد شد.
     

  • نظرات() 
  • دوشنبه 22 آبان 1396


    رابطه‌ ام را تمام کنم یا نه؟!

    رابطه ام را تمام کنم یا نه؟


    روابط یا کمکتان می‌کنند بهترین استفاده را از زندگی‌تان ببرید و یا جلو پیشرفتتان را می‌گیرند‎

     

    چه یک رابطه خانوادگی باشد، چه یک دوستی، چه یک رابطه عاشقانه و چه یک رابطه کاری، آدم‌هایی که در زندگی شما هستند یا خوشبختی‌تان را بیشتر می‌کنند و یا بدبختی‌تان را. روابط یا کمکتان می‌کنند بهترین استفاده را از زندگی‌تان ببرید و یا جلو پیشرفتتان را می‌گیرند.


    گاهی‌اوقات اینکه بدانید کی باید در رابطه‌تان بمانید و کی بیرون بیایید، پیچیده است.

    چه یک رابطه خانوادگی باشد، چه یک دوستی، چه یک رابطه عاشقانه و چه یک رابطه کاری، آدم‌هایی که در زندگی شما هستند یا خوشبختی‌تان را بیشتر می‌کنند و یا بدبختی‌تان را. روابط یا کمکتان می‌کنند بهترین استفاده را از زندگی‌تان ببرید و یا جلو پیشرفتتان را می‌گیرند.

    در همه رابطه‌ها مشکلاتی وجود دارد. لحظات احساسی‌ای هست که مطمئنید می‌خواهید به آن رابطه پایان دهید و دیگر هیچوقت آن فرد را نبینید تا آن احساساتتان زودتر از بین بروند. این لحظه‌ها در بعضی روابط بیشتر از بقیه روابطتان اتفاق می‌افتند. وقتی احساساتتان بالا و پایین می‌شوند و سردرگم می‌شوید که در رابطه بمانید یا از آن بیرون بیایید، مسئله پیچیده می‌شود.

    اینکه تصمیم بگیرید یک رابطه مهم را تمام کنید، تصمیم بسیار سختی است، حتی وقتی به نظر می‌رسد که آن رابطه از مشکل و دردهای احساسی است و هیچ لذتی برایتان ندارد. روزهایی را به خاطر می‌آورید که همه چیز طور دیگری بود و امیدوار بودید که بتوانید رابطه خوبی بسازید. گاهی اوقات یک رابطه طولانی‌مدت بعد از یک دوره مشکل و کشمکش قوی‌تر می‌شود. احتمالاً چنین داستان‌هایی را از دوستانتان شنیده‌اید.
     
    روشهای تصمیم گیری برای ترک رابطه
    ولی وقتی وسط این فشارها هستید، نمی‌دانید که رابطه‌تان بهتر خواهد شد یا نه. چطور باید تصمیم بگیرید که رابطه‌تان را تمام کنید یا نه؟ شاید این ایده‌ها به دردتان بخورد.

    ۱. تصمیمتان را زمانی که از نظر احساسی ناراحت نیستید بگیرید، طوری که بتوانید درست فکر کنید. این یعنی بتوانید از عقلتان درست استفاده کنید و این تصمیم را احساسی نگیرید. وقتی در وضعیت شدید احساسی هستید، احتمال اینکه تصمیمتان براساس احساس همان لحظه‌تان گرفته شود زیاد است و دیگر به کیفیت کلی رابطه‌تان فکر نخواهید کرد.
     
    مثل تمام کردن یک دوستی بخاطر اینکه دوستتان روز تولدتان را فراموش کرده می‌ماند. ممکن است روز بعد فکر کنید که نقاط مثبت رابطه‌تان بسیار بیشتر از نقاط منفی آن است.

    وقتی احساسی هستید، حل مشکل برایتان سخت‌تر می‌شود و نخواهید توانست راه‌حلی برای مسائل و مشکلاتتان پیدا کنید. همه روابط مشکلاتی دارند که باید حل شود. در آن لحظه ممکن است آن مشکل به نظرتان حل‌نشدنی و غیرقابل‌قبول بیاید درصورتیکه ممکن است اصلاً اینطور نباشد.

     

    ترک رابطه

    در همه رابطه‌ها مشکلاتی وجود دارد

     

    ۲. به دلایلی که می‌خواهید به خاطر آن رابطه را بر هم بزنید فکر کنید. نقاط مثبت و همچنین نقاط منفی رابطه‌تان را لیست کنید تا بتوانید تصویر کلی از رابطه را ببینید. مراقب تمام کردن رابطه‌ها براساس «به نظر میرسه این بهترین راه ممکنه» باشید.
     
    ممکن است تصمیم درست را بدانید ولی باز هم لازم است به چیزی که شما را به آن تصمیم رسانده است فکر کنید. گاهی اوقات این حس درونی براساس واقعیت‌هایی است که ممکن است همان موقع برایتان مشخص نباشد. درک آن واقعیت‌ها به شما کمک می‌کند بهترین تصمیم را بگیرید.

    سوءاستفاده‌های جسمی، جنسی و احساسی دلایلی کاملاً مشخص برای تمام کردن یک رابطه هستند. اگر در رابطه‌ای نامطمئن هستید، تصمیم این است که از‌آن بیرون بیاید.

    ۳. به این فکر کنید که این رابطه کلیت زندگی شما را بهتر کرده یا اینکه آن را تخریب یا محدود کرده است. گاهی اوقات فقط عشق کافی نیست. افراد مهم زندگی شما باید شما را در زندگی که می‌خواهید داشته باشید، تشویق و حمایت کنند.

    ممکن است بدانید که در رابطه سالمی نیستید و عشق این رابطه آنقدر قوی است که نمی‌توانید تصور کنید از آن بیرون بیایید. هرج‌ومرجی که چنین رابطه‌ای معمولاً ایجاد می‌کند به مرور زمان خسته‌تان کرده و تاثیری منفی بر زندگی‌تان خواهد داشت.
     
    در چنین موقعیتی بد نیست پیش مشاور بروید یا راهکارهای دیگر را برای تقویت رابطه‌تان امتحان کنید. اگر حل مسائل و مشکلاتتان کافی نباشد و نتوانید برای محافظت از خودتان مرزهایی برای خودتان و او تعیین کنید، چطور می‌توانید به آن رابطه پایان دهید؟ برای ترک آن رابطه به چه چیزی نیاز دارید؟

    ۴. آیا انتظارات واقعبینانه‌ای برای یک رابطه طولانی‌مدت و بادوام دارید؟ آیا استرس‌های زندگی آن فرد رفتارهایی که باعث ناراحتی شما می‌شود را توجیه نمی‌کند؟ اگر انتظار دارید آن فرد، کاملاً ایدآل و کامل باشد یا انتظار دارید که احساسات عاشقانه ماه‌های اول تا آخر رابطه باقی بماند، شاید بد نباشد انتظارات خودتتان را کمی مرور کنید.

    روابط عاشقانه طولانی نوع ارتباط خاص‌تری دارند، ارتباطی که بر پایه تقسیم ارزش‌ها، حمایت و تجربیات است. شاید نخواهید چنین نوع رابطه‌ای را در زندگی‌تان داشته باشید یا اینکه نمی‌خواهید این نوع رابطه را با آن فرد خاص داشته باشید. گاهی‌اوقات عاشقانه‌ترین رابطه رابطه مناسب برای طولانی شدن نیست.

    ۵. به این فکر کنید که اگر رابطه را تمام کردید دلتان برای چه چیزهای آن فرد تنگ خواهد شد. چیزی که از دست خواهید داد تا چه اندازه اهمیت دارد؟

    تصمیم به ترک یک رابطه می‌تواند گاهی خیلی پیچیده شود. اینها فقط چند ایده در این زمینه بود که بد نیست قبل از تصمیم آخر به آنها فکر کنید.


     

  • نظرات() 
  • دوشنبه 22 آبان 1396


    شوهر خسیس

    خسیس یعنی کسی که از خرج کردن مال خودداری می‌کند

     

    همسرم مهربان است، اما خسیس بودن او آزارم می‌دهد، دیگر خسته شده‌ام و نمی‌توانم ادامه دهم…

    شاید این جمله زبان دل خیلی از شما همراهان باشد و ممکن است فکر کنید زندگی با یک همسر خسیس، سخت‌ترین کار دنیاست اما واقعیت این است هر خصوصیت اخلاقی نامناسب می‌تواند مثل یک دست‌انداز در مسیر زندگی زناشویی باشد و هنر زوج‌های موفق این است که از دست‌اندازها به خوبی عبور می‌کنند. نه اینکه دست‌اندازی در مسیر خوشبختی ندارند.

    قبل از هر چیز باید مطمئن شوید او خسیس است یا شما ولخرج هستید؟! ممکن است تفاوت تربیتی شما در سبک زندگی و نوع خرج کردن باعث ایجاد چنین فکری شده باشد؛ اما در حقیقت مدیریت مالی همسرتان با رفتاری که شما صحیح می‌دانید و در گذشته تجربه کرده‌اید‌، فرق دارد و این به معنی خسیس بودن او نیست.


    اما خسیس چه کسی هست؟
    خسیس یعنی کسی که از خرج کردن مال خودداری می‌کند آن هم زمانی که به چیزی خودش ویا اطرافیانش نیاز دارند.

    سعدی در «گلستان» می‌گوید:
    مالی به مشقت فراهم آرند و به خست نگاه دارند و به حسرت بگذارند … سیم بخیل از خاک وقتی برآید که وی در خاک درآید.

    در کتاب راهنمای تشخیصی و آماری اختلال‌های روانی یکی از نشانه‌های افراد خسیس را اینگونه می‌گوید:

    ” به اعتقاد آن‌ها پول چیزی است که باید آن را برای فجایع آتی پس‌انداز کرد"

    خساست رفتاری است که اصولاً با مشکلات دیگر رفتاری در فرد همراه است. در کتاب روان شناسی پول‌، کینه‌توزی، لجبازی، خودسری و حساسیت افراطی به پاکیزگی و وظیفه‌شناسی را صفات همراه با خسیسی ذکر می‌کند و پیشینه مشکلات خانوادگی و احساس ناامنی شدید روانی را زیربنای آن می‌داند.

    اگر شما فکر می‌کنید که همسرتان خسیس است در واقع نوعی بیماری روحی را به او نسبت می‌دهید که عوارض خاص خود را دارد و زندگی عادی را تاحدی مختل می‌کند.

    اینکه شما بگویید فلان مبل را بخریم و همسرتان بگوید: گران است‌، دلیل بر خساست او نیست بلکه انسان خسیس امکانات و رفاه را بر خود و خانواده‌اش حرام کرده و هر چه به دست می‌آورد برای روز مبادا می‌گذارد. در حقیقت چنین انسان هایی زندگی نمی‌کنند بلکه فقط پول جمع می‌کنند.

    گاهی برخی برای مخارج‌شان اولویت‌بندی می‌کنند، مثلاً ترجیح می‌دهند درآمدشان را در سفر خرج کنند تا خرید لباس! اگر اولویت شما و همسرتان فرق کند‌، ممکن است گمان کنید او خسیس است زیرا وقتی می‌خواهید پولی را هزینه کنید او مخالفت می‌کند اما دلیل مخالفتش خرج کردن پول به نوعی دیگر است. اگر چنین باشد شما باید به دنبال رسیدن به تفاهم بر سر نوع خرج کردن باشید.

    در بسیاری از مواقع که همسران از خساست طرف مقابل شکایت دارند‌، در حقیقت تفاوت آن‌ها در اولویت‌بندی مخارج باعث شده است تا چنین فکری داشته باشند.

    این مشکل‌، خساست همسر‌، بیشتر توسط خانم‌ها بیان می‌شود ودر خانم‌های خانه‌دار که محل تأمین کلیه نیازهای‌شان‌، همسرشان است‌، خیلی شدید‌تر به چشم می‌آید.

    اما اگر شما هم از آن دسته افرادی هستیدکه همسرتان واقعاً خسیس است و این ویژگی به صورت یک مشکل آزار دهنده‌، آرامش زندگی‌تان را به هدر داده است‌، برایتان چند پیشنهاد داریم:

     

    همسر خسیس

    خساست‌های رفتاری اصولاً آموخته می‌شوند

     

    - مانند هر مشکل دیگری در اولین مرحله شما را دعوت به آرامش می‌کنیم. فراموش نکنید که برای حل مشکلات رفتاری باید صبور بود و توقع نداشت که طرف مقابل  در یک شب یا یک ماه بتواند رفتار خود را تغییر دهد. اگر بخواهید واقع‌بین باشید باید رویای یک همسر دست و دلباز را فراموش کنید. یک فرد خسیس نمی‌تواند تبدیل به یک انسان دیگر شود. فقط باید تلاش کنید تا رفتار او را تعدیل و ترمیم کنید.

    - خساست‌های رفتاری اصولاً آموخته می‌شوند. تربیت دوران کودکی‌، نحوه رفتار والدین و حتی مشکلات زندگی ممکن است از همسر شما یک فرد خسیس ساخته باشد پس باید او را درک کرده و رفتار امروزش را یک رفتار عمدی برای آزار دادن خود به حساب نیاورید. و اگر به او و خساستش از این دریچه نگاه کنید کمتر ناراحت شده و آرام‌تر خواهید بود.

    - تا قبل از ازدواج همسر شما متوجه آسیب‌های رفتارش نشده است، نهایتاً بخاطر خساستش از معاشرت صحیح با دوستان،گردش‌، لذت هدیه دادن و …. خود را محروم کرده بود اما در دوران متأهلی باید به او بفهمانید که خساستش می‌تواند ضررهای جبران‌ناپذیری به زندگی‌اش برساند و بزرگ‌ترین ضرر، نارضایتی شماست. البته هنر بیان و فهماندن این مطلب به او‌، چیزی است که ما نمی‌توانیم نسخه واحدی برای آن بپیچیم و به شما بگوییم اینگونه عمل کنید یا این حرف‌ها را بگویید‌، این توانایی شماست که طبق شناختی که از شریک زندگی‌تان دارید‌، راه نفوذ به او و بیان مشکل رفتاری‌اش را پیدا کنید.

    - زمانی که از رفتار همسرتان غمگین و عصبی می‌شوید، ناراحتی‌تان را ابراز کنید؛ البته نه با دعوا و جنجال بلکه به او توضیح بدهید که از رفتارهای او ناراحت می‌شوید و خجالت می‌کشید. این توضیح و ابراز ناراحتی ما به شکل منطقی، تلنگری برای تجدیدنظر در رفتارهای نامناسب اوست.

    - از نظر یک فرد خسیس‌، هر خریدی غیر ضروری است حتی ممکن است اگر قرار باشد هدیه‌ای برای سالگرد ازدواج و یا تولد شما برایتان تهیه کند‌،  ترجیح بدهد آن را به صورت نقدی پرداخت کند البته از شما هم بخواهد تا بجای خرج کردن‌، آن پول را پس‌انداز کنید زیرا یک فرد خسیس خرید هر چیز را غیرضروری می‌داند پس توقع نداشته باشید که دسته‌گل برایتان بخرد بلکه درک کنید این خرج نکردن‌ها به معنی دوست نداشتن شما نبوده بلکه یک عادت رفتاری است.

    - وقتی قصد دارید چیزی را بخرید‌، حتماً با او مشورت کنید. اگر به صورت انتحاری خرید کنید و بعد به او خبر بدهید‌، احتمالاً با رفتار بسیار نامناسب او روبه رو خواهید شد. فکر نکنید با تکرار این کار، عادت می‌کند .سعی کنید در مواقع آرامش، نیازتان را به داشتن و خرید آن وسیله با جملات منطقی بیان کنید. باید او راتوجیه کنید که واقعاً نیازمند داشتن آن وسیله هستید.
    توقع نداشته باشید اگر به دنبال تغییر مبلمان منزل هستید تنها به این علت که رنگ آن تکراری شده و یا خواهرتان مبلمانش را عوض کرده‌، همسر شما بپذیرد.

    - برای خریدهای شخصی تنها بروید ولی قبل از بیرون رفتن از منزل، حتماً به همسرتان اطلاع بدهید تا احساس کنارگذاشته شدن به او دست ندهد. توافق کنید که این تصمیم برای سلامت روحی- روانی هر دوی ما لازم است.

    - اگر تمرین کنید که برای موضوعات مختلف با یکدیگر همفکری کرده و صحبت کنید‌، دخل و خرج خانه‌تان هم می‌تواند مورد مشورت قرار بگیرد. مهم است که خود را انسانی بی‌فکر و بدون آینده‌نگری نشان ندهید بلکه کاری کنید تا همسرتان به مدیریت اقتصادی شما ایمان بیاورد.

    * قبول دارم که خسیس بودن طرف مقابل می‌تواند بسیار آزار دهنده باشد اما اگر نتوانستید رفتارش را تعدیل کنید برای آرامش خودتان هم که شده، او را همین‌گونه بپذیرید.
     

  • نظرات() 
  • دوشنبه 22 آبان 1396


    7 انتظاری که هرگز نباید از شوهرتان داشته باشید!!


    یک زن باهوش از همسرش نمی خواد که علایقش رو کنار بزاره‎

     

    خانم ها در زندگی زناشویی شان ممکن است یک سری درخواست ها و انتظاراتی از همسرشان داشته باشند که می تواند زندگی تان را تحت تاثیر قرار دهد. با ما همراه شوید تا بدانید چه انتظاراتی را نباید از همسرتان داشته باشید.

     

    خیلی از خانم ها فکر می کنن که مردها بهشون بدهکارن و همین دیدگاه باعث به هم خوردن رابطه، اعتماد و احترام متقابل میشه. بیشتر خانم ها وقتی متوجه این موضوع میشن که دیگه خیلی دیر شده. در این مقاله تصمیم داریم بینش شما رو تا جایی که ممکنه در این مورد بالا ببره به همین دلیل این مطلب رو در سایت درج کرده است.

     

    یک زن باهوش متکی به خودشه و از دیگران انتظار نداره که مراقبش باشن

    موضوع بحث ما بچه ها نیستن بلکه خود شما هستید. گاهی اوقات زن ها وقتی ازدواج می کنن باورشون اینه که اون مرد باید غذا و لباس و تمام سرگرمی هاشون رو تامین کنه. در حالی که زن و مرد مجبور نیستن که مواظب همدیگه باشن. اون ها فقط در قبال بچه هاشون این وظیفه و اجبار رو دارن.

     

    یک زن باهوش از همسرش نمی خواد که علایقش رو کنار بزاره

    هیچ وقت از یک مرد نخواید که کار یا سرگرمی شو کنار بزاره تا وقت زیادی رو با شما بگذرونه. یک زن باهوش میدونه که چنین تقاضایی باعث ناراحتی مرد میشه زیرا زندگی او مثل آدمهای دیگه از ترکیب عناصر کوچکتری ساخته شده. این درخواست شما فراتر از عشقش به شماست.

     

    یک زن باهوش همسرش رو مجبور نمی کنه که خانواده و دوستانش رو ترک کنه

    گاهی اوقات شما نمی تونید یکی از دوستان یا خویشاوندان همسرتون رو تحمل کنید. اما این به این معنی نیست که همسر شما مجبور باشه اون دوست یا خویشاوند رو به خاطر شما ترک کنه. حتی اگه اون شخص تاثیر منفی روی همسرتون داشته باشه باز هم شما این اجازه رو ندارید. او درست مثل شما برای دوستانی که سال هاست باهاشون ارتباط داره ارزش قائله و همینطور برای خانواده و فامیل. این افراد براش مهم هستن حتی اگه باهاشون درگیری داشته باشه.

     



    یک زن باهوش همسرش رو مجبور نمیکنه که آدم متفاوتی بشه‎

     

     

    یک زن باهوش علایقش رو با همسرش به اشتراک نمیزاره

    همسرتون از رقص متنفره ولی شما عاشق رقص سالسا با اون هستید. بدون شک او از رقصیدن امتناع میکنه و شما هم نمیتونید اونو مجبور به این کار کنید. تصور کنید اگه همسرتون از شما کاری که دوست ندارید بخواد عکس العملتون چی میتونه باشه؟ این امکان وجود داره که زن و شوهر علایق مشترک نداشته باشن و این از عشق و احترام متقابل شما کم نمیکنه.

     

    یک زن باهوش همسرش رو مجبور نمیکنه که آدم متفاوتی بشه

    زنی که ارزش واقعی یک رابطه رو میدونه از همسرش نمیخواد که تغییر کنه چون میدونه عاشق مردی شده که تنها در صورتی که خودش بخواد تغییر میکنه. مردها ارزش زنی رو میدونن که اون هارو همونطور که هستن پذیرفته.

     

    یک زن باهوش از همسرش نمی خواد که زن های دیگه رو نادیده بگیره

    وقتش رسیده که واقعیت ها رو ببینیم. مردها نمی تونن زن های زیبا رو نادیده بگیرن. چنین درخواستی در تناقض با طبیعت اونهاست. (البته منظور این نیست که اون ها حق دارن به هر زن زیبایی که می بینن نزدیک بشن) معمولا زن ها به انسان های جذاب و مجرد اطرافشون حساس میشن. هیچوقت نمیشه از اون ها دوری کرد و این واقعیتیه که باید پذیرفت.

     

    یک زن باهوش به همسرش اعتماد میکنه

    هیچ زن باهوشی برای عشق و علاقه و عدم خیانت همسرش مدرک نمی خواد. وقتی رابطه بر اساس اعتماد پایه گذاری بشه زن گوشی همسرش رو چک نمیکنه و به ایمیل هاش دزدکی سر نمیزنه. این رفتارها توهین آمیزه و کسی اجازه این کارها را نباید به خودش بده.

    برای این که مطمئن بشید در رابطه شما صلح و آرامش وجود داره باید سازش و توافق داشته باشید. گاهی اوقات نیازه که هر دو طرف از رقابت و مبارزه با دیگری دست بردارن. احترام، گرما، مهربانی و صبر… این ها چیزهایی هستند که باید در سطح بالایی بین دو طرف وجود داشته باشه.

     

  • نظرات() 

  • آخرین پست ها


    نویسندگان



    آمار وبلاگ

    • کل بازدید :
    • بازدید امروز :
    • بازدید دیروز :
    • بازدید این ماه :
    • بازدید ماه قبل :
    • تعداد نویسندگان :
    • تعداد کل پست ها :
    • آخرین بازدید :
    • آخرین بروز رسانی :